close
دانلود آهنگ جدید
خوش آمدید به mihan tafrih - 3

رزتمپ

علایم عاشق شدن مردها(طنز)

 

دستش را به طرف گلویش برده و كراوات خود را صاف میكند یقه اش را میزان میكند گرد و غبار فرضی روش شانه هایش را میتكاند آستین، پیراهن و لباسهای دیگر خود را مرتب و صاف میكند موهایش را مرتب میكند


قلاب كردن شست در كمربند
این عمل به معنای ابراز و بیان قدرت و صلابت مردانگی بوده و فرد سعی در نشان دادن قدرت و توانگری خود میكند.

حالت بدن
وضعیت بدن یك نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پایش به سـمت شما اشاره نماید، این یك علامت خوب خواهد بود.

خیره شدن
خیره شدن به شما حتی چند ثانیه بیشتر از حد لزوم، همراه گشاد كردن چشم ها به معنای نشان دادن چراغ سبز است.


نگاه معنی دار
دست به كمر ایستادن این حالت ایستادن برای بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگی برای گرفتاری و درگیری است.


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:51
  • نظرات ()
  • چگونه ازدواج كنیم(طنز)

     

    در راستای اینكه ازدواج یكی از مواردی است كه امروزه خواب و خیال جوانان پاك و متین شده است، موارد زیر جهت اولین گام برای ازدواج توصیه می شود
    خواستگاری و روشهای آن

    1- مثل زمان ناصر الدین شاه ننه جون و بیبی صغرای معروف و آبجیجون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسین سازمان ملل راهی خونههای مردم كنیم تا دختر بیچاره اونارو با ذره بین كنكاش كنن و هزار و یك عیب روش بذارن و چای و میوهای خورده عزم را برای یافتن دختر شاه پریان جزم نمایند. و همینطور هی برن و هی بیان تا یكی رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببینیدش و تموم.

    2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بیفتین توی خیابونای خلوت و تا از یكی خوشتون اومد بریدجلو و خیلی مودبانه باهش آشنا بشید و بعد دستش رو بگیرید ببرید توی یك كاباره و بعد از شنیدن ترانهای از مرضیه ازش درخواست ازدواج كنید و اونم یه لبخند شرم گینانه بزنه و بله رو بگه و بعدااگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگین.



    3- مثل همین زمان رفتار كنین و برین دانشجو بشین و توی دانشگاه با یكی سر حرف رو باز كنید و بعد كمكم ازش خوشتون بیاد و بعد براش نامه بنویسید و یواشكی بهش بدید و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بیسروصدا عقد بشین و سر كلاس همش به هم نگاه كنید.



    4- مثل زمان آینده رفتار كنید و به دوست دخترتون بگین یك نفر براتون پیدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون یه شاخه گل بخرید و برید خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اینكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشید.



    5- روش خشنتری هم هست كه باید یك شیشه اسید بخرید و برید سر راه طرف و تهدیدش كنید كه یا زنتون بشه یا شیشه اسیدو روی خودتون میریزید. ویا اصلا میشه هیچكدوم ازین دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسیر عادی زندگی رو طی كرد.



    پیشنهاداتی برای عدم ترشیدگی دوشیزگان محترم



    1- یقه اولین خواستگار رو بچسبید كه شاید تنها شتر بخت شما باشه.

    2- ناز و لفت و لیس رو بذارید كنار.

    3- در معرض دید باشید، گذشت اون زمان كه میگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و ازسایه می رنجم.

    4- سن ازدواج رو بیارین پایین، همون 17 یا 18 خوبه. بالاتر كه برین همچین بگی نگی از دهن میافتین.

    5- تموم دوست پسراتونو تهدید به ازدواج كنید، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشید.

    6- دعای باز شدن بخت رو دور گردنتون آویزون كنید، یه وقت كتابشو دور گردنتون آویزون نكنید كه گردن لطیفتون كج میشه.

    7- پسرهای فامیل بهترین و در دسترسترین طعمهها هستند، رو هوا بقاپیدشون.

    8- رو شكل و شمایل ظاهری پسرها زیاد حساسیت به خرج ندید، پسرهای خوشگل، هستن دچار مشكل...!

    9- توی اجتماع بر بخورید، با مردم قاطی شید، با ننه صغرا و بیبی عذرا نشست و برخاست كنید، همینا هستن كه شادوماد میسازن واستون.

    10- یه كم به خودتون برسید، منظورم آرایش و برداشتن زیر ابرو و ریمل و پودر و سایه و كرم شب و روز و ماسك خیار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نیست. حداقل قیافه یه آدم رو داشته باشید.

    11- در پوشش دقت كنید، لباس چسب و كوتاه فقط آدمای بوالهوس رو دورتون جمع می كنه، یه پوشش سنگین و اندكی رنگین با حفظ معیارهای دوماد پسند بهترینه.

    12- مهمون كه میاد قایم نشید، چای ببرید، پذیرایی كنید، خلاصه یه چشمه بیاین كه بعله ما هم هستیم.

    13- سعی كنین از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوی در و همسایه قر و قمیش بیاد كه دخترم قربونش برم اینجوریه و اونجوریه...


    14- تا مامانه و باباهه میگن دخترمون دیگه وقته عروسیشه مثل لبوی نپخته سرخ نشین و در برید،

    در حركات و سكناتتون این نظر رو تایید كنید و دنبالشو بگیرید.

    15- بلاخره اگه خدای نكرده میخواین جزو اون یك میلیون و هفت صد هزار دختر بی شوهر نباشید (تازه اگه همه پسرای این مملكت دوماد شن، كه نمی شن) هر چی دارید، رو كنید، منظورم اعضا و جوارحتون نیست منظورم كمالات و هنر مندیاتتونه.

    16- و اینو بگم كه از هیچ دوره زندگیتون به اندازه وقتی كه با نامزد محبوبتون زیر سایه درخت توی یهپارك خلوت دارید معاشقه می كنید لذت نخواهید برد، حالا به بعدنش كار ندارم.

    17- ...و آخرین توصیه اینكه عوض اینكه توی جریانات عشقی خیابونی و زودگذر غرق بشید و مثل كبك سرتونو زیر برف كنید یه خورده به فكر زندگی آیندهتون بشید و اینقدر از این دست به اون دست نرید.
     


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:49
  • نظرات ()
  • آموزش با كلاس شدن واسه دختر خانوما (طنز)

     

    سعی كنید هرروز لباسهایتان را آپگرید كنید
    داشتن موبایل شیك و جدید خیلی مهم است
    برای موبایلتان چند جلد بخرید تا بتوانید موبایلتان را به سادگی با لباستان هماهنگ كنید
    مدل مو خیلی مهم است هرچه در این زمینه هزینه كنید باز هم كم است
    هر روز چند كلمه جدید از دیكشنری استخراج كنید تا به هنگام نیاز به كار بگیرید
    اگر با كسی قرار میگذارید با نیم ساعت تاخیر به سر قرار بروید وا ز خیابانهای شلوغ گله كنید
    مكالمات تلفنی خود را به چند ثانیه خلاصه كنید. خانومها بیشتر تمرین كنند
    در میهمانی چای را با قند نخورید بلكه با نوك قاشق كمی شكر ریخته و فقط دو بار به هم بزنید
    و چای را به یكباره نخورید بلكه یك كم چای بخورید چند كلمه حرف بزنید كمی چای كمی حرف و.....
    یوگا ورزش با كلاسی است حتما این ورزش را یاد بگیرید
    هنگامی كه كرایه میدهید هیچ وقت پول خرد ندهید حتی المقدور تراول یا بیست هزار ریالی بدهید
    هر روز یك روزنامه به زبان انگلیسی خریده و هر كجا میروید همراهتان ببرید
    به كلاسهای آموزش موسیقی رفته و همیشه كیف گیتار به دوشتان بیاندازید
    همیشه چوب اسكی و چوب گلف را در ماشینتان داشته باشید
    در رستوران یا در میهمانی نصف كباب تان را میل نكرده و در بشقاب دست نخورده باقی بگذارید.

    منبع:تک ناز


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:48
  • نظرات ()
  • اطلاعیه و شروط یک آقا برای ازدواج ! (طنز)

     

    از کلیه دوشیزگان قدبلند زیباروی واجد شرایط زیر تقاضا داریم تقاضانامه‌ها و رزومه خود را جهت ربودن دل بنده به صورت پیغام در قسمت نظرات یا به وسیله ایمیل به نشانی بنده بفرستند.

    بدیهی است پس از انجام بررسی‌های کامل، نام افراد دارای صلاحیت به وسیله همین تریبون اعلام خواهد شد

    نکته: ما تو کارمون پارتی بازی نداریم، یعنی لطفا از قرار دادن پول نقد در نامه یا پیغام خود بپرهیزید و هی نگید ما فامیل فلانی هستیم


    شرایط پذیرش

    1. سن بالاتر از 18سال و کمتر از 22سال باشد.

    2. قد کمتر 165سانتیمتر و بالاتر از 175سانتیمتر نباشد.

    3. افراد خیلی ترکه‌‌ای و زیادی چاق قابل پذیرش نیستند. (چون من حوصله رژیم چاقی و کلاس لاغری ندارم)

    4. هر وقت من خواستم می‌ریم هر رستورانی که من گفتم. آبگوشت، کوفته، کله‌پاچه و میرزاقاسمی با کلی سیرترشی دوست دارم.

    5. اهل کادو خریدن و هر روز لاو ترکوندن نیست
    6.اگر خدای نکرده، زبانم لال، خدا اون روز زو نیاره که ازدواج کردم و وبال گردنم شدی، مامانم اینا و مامانت اینا نداریم. خوشم نمیاد.

    7. عمراً نفقه بدم. چهارده‌تا هم بیشتر مهر نمی‌کنم.

    8. باید یک جایی کار کنی، یک کاری هم واسه عصر من گیر میاری چون حوصله مسافرکشی و رانندگی ندارم

    9. بابات باید پولدار باشه تا من در صورت لزوم بتونم بتیغمش.

    10. پول اضافی ندارم بایت پوشک کامل بچه بدم. می‌ری کهنه و لاستیک می‌خری، خودت می‌شوری.

    11. به مامانت می‌گی سیسمونی خوب بیاره

    12. باید خوشگل باشی چون پول واسه لوازم آرایش نمی‌دم.

    13. موهای وزوزی نباید داشته باشی، چون نرم‌کننده ایرانی الآن شیشه‌ای هزار تومن شده.

    14. موهای خرمایی و مشکی رو ترجیه می‌دم.

    15. نباید ورزشکار باشی چون قدرتت خیلی زیاد می شه !.

    16. اگه سر کار بری یا کاری داشته باشی نباید دیرتر از 5 خونه باشی.

    17. از الان باید کلاس آیروبیک بری تا چندسال دیگه بد هیکل نشی، پولشم از بابات بگیر. من 10سال دیگه زن شکم گنده نمی‌خوام

    18. باید فال قهوه بلد باشی بگیری، چون من دوست دارم.


    19. مانتوی تنگ نمی‌پوشی.

    20. دوستات رو هم هر روز نمیاری خونه. فهمیدی.

    21. یک ماشین ظرف‌شویی هم قاطی جاهازت بذار. دوست ندارم پوستم خراب بشه.

    22. لازم نیست واسه یک خونه 50متری، جاهاز خونه 200متری بخری.

    23. من مبل تختخواب شو دوست دارم

    حالا در خدمتیم
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .

    به نظر شما شرطی مونده ؟


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:45
  • نظرات ()
  • تلافی اس ام اس یه دختر و نتایج آن (طنز)

     

    چند وقت پیش یكی از دخترای همكار برام یه اس ام اس فرستاد با این مضمون (حالا نگین تو كه قبلا گفتی یه جا كار می كنی كه زنا رو راه نمی دن چون حقیقتش من چند جا كار می كنم )
    اس ام اس این بود :
    خیلی بی معرفتی ، خیلی نامردی ، خیلی بی معرفتی ، خیلی بی جنبه هستی ، آخه نامرد باید از رو چی توز بفهمم موتور خریدی ؟!!!!!
    منم بر اساس تجربه قبلی و تذكری كه دوستان بهم داده بودن تصمیم گرفتن این سری قاطعانه تلافی كنم برای همین هم من هم براش یه اس ام اس فرستادم كه :
    پنج روش آدم شدن 1...2...3...4...5...بی خود نگرد تو آدم بشو نیستی
    دختره هم كه نمی خواست كم بیاره یه اس ام اس فرستاد كه :
    خیلی ببخشید..شرمنده مثل اینكه موقع بدی مزاحم شدم..فقط می خواستم بپرسم آب خوردی آفتابه رو كجا گذاشتی؟!!!
    منم كه دیدم نه بابا طرف روش كم نمی شه دوباره یه اس ام اس فرستادم با این متن :
    به جای آب دوست داشتم جیگرتو بخورم
    ولی حیف باید تا عید قربان سال دیگه صبر كنم!
    اونم نامردی نكرد دوباره فرستاد كه :
    اسمت رو گذاشتم گل، گفتم پژمرده می شی.
    اسمت رو گذاشتم خورشید، گفتم غروب می كنی.
    اسمت رو گذاشتم خر، تا لااقل بارم رو ببری!!!
    منم كه تازه موتورم گرم شده بود اومدم اس ام اس بعدی رو بفرستم كه یهو دیدم همین دختره داره زنگ می زنه دستپاچه جواب دادم بله!یهو دیدم یه صدای كلفت نخراشیده ای بدون هیچ مقدمه ای شروع كرد به بد و بیراه گفتن كه فلان فلان شده تو مگه خواهر مادر نداری می خوای جیگر دختر مردم رو بخوری می دم چوب تو .... بعدم شروع كرد به تهدید كه بیا فلان جا كارت دارم !!! اگه .... داری بیا اگه نیای خودم شمارت رو دارم آدرست رو گیر میارم میام اونجا ....
    خلاصه خیلی گیر داده بود كه من یه جا باهاش قرار بذارم برم پیشیش ! منم هر چی معذرت خواهی و اشتباه شده و از این جور حرفا فایده نداشت نمی دونستم برادرشه یا پدرش ولی هر كی بود صدای دلخراشی داشت خلاصه بعد چند دقیقه ارائه انواع فحشهای ركیك تلفن رو قطع كرد منم كه فقط دست و پام می لرزید تا شب هزار جور فكركردم .با خودم گفتم برم یه جا یه مدت خودم رو گم و گور كنم ولی دیدم فایده نداره خلاصه صبح روز بعد دوباره شماره دختره زنگ زد با خودم گفتم این دفعه اگه راه داده معذرت خواهی وگرنه دیگه خدا رحم كنه خلاصه گوشی رو جواب دادم دیدم خود دختره بود و كلی معذرت خواهی و بعدم رك و راست گفت كه دیروز منتظر دوست پسرش بوده می خواسته تا اون نیومده یكم وقت كشی كنه دیده كی بهتر از ما !!! بعدم كه اون پسره سر می رسه! البته گفت كه یه جور سر و ته قضیه رو هم آورده !
    بله !به قول یكی از دوستان مثل اینكه این دختر خانم ما رو زاپاس می خواسته ! منم برای خودم هزار تا فحش گذاشتم كه فلانم و فلان اگه یه بار دیگه به اس ام اس یه دختر جواب بدم .


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:44
  • نظرات ()
  • «آخرین كلمات» به نقل از حضرت عزرائیل (طنز)

     

    آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن…
    آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجرهء بسته بخوابم…
    آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…
    آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز: گفتی تا چند بشمرم؟
    آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون: این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…
    آخرین کلمات یک پلیس: شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…
    آخرین کلمات یک چترباز: پس چترم کو؟
    آخرین کلمات یک خبرنگار: بله، سیل داره به طرفمون میاد…
    آخرین کلمات یک خلبان: ببینم چرخها باز شدند یا نه؟
    آخرین کلمات یک داور فوتبال: نخیر آفساید نبود!
    آخرین کلمات یک دربان: مگه از روی نعش من رد بشی…
    آخرین کلمات یک دوچرخه‌سوار: نخیر حق تقدم با منه!
    آخرین کلمات یک دیوانه: من یه پرنده‌ام!
    آخرین کلمات یک سرنشین اتوموبیل: برو سمت راست راه بازه…
    آخرین کلمات یک شکارچی: مامانت کجاست کوچولو؟.
    آخرین کلمات یک غواص: نه این طرفها کوسه وجود نداره…
    آخرین کلمات یک فضانورد: برای یک ربع دیگه هوا دارم…
    آخرین کلمات یک قصاب: اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…
    آخرین کلمات یک قهرمان: کمک نمیخوام، همه‌اش سه نفرند…
    آخرین کلمات یک قهرمان اتوموبیلرانی: مکانیک یادش رفته ترمز رو درست کنه!
    آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی: قضیه روشنه، قاتل شما هستید!
    آخرین کلمات یک کامپیوتر: هارددیسک پاک شده است…
    آخرین کلمات یک کوهنورد: سر طناب رو محکم بگیری ها…
    آخرین کلمات یک گروگان: من که میدونم تو عرضهء شلیک کردن نداری…
    آخرین کلمات یک گیتاریست: یه خرده ولوم بده…
    آخرین کلمات یک انسان عصر حجر: فکر میکنی توی این غار چیه؟
    آخرین کلمات یک مادر: بالأخره سی‌دی‌هات رو مرتب کردم…
    آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه: این آزمایش کاملاً بیخطره…
    آخرین کلمات یک متخصص کامپیوتر: معلومه که ازش بک‌آپ گرفتم!
    آخرین کلمات یک معلم رانندگی: نگه دار! چراغ قرمزه!
    آخرین کلمات یک ملوان: من چه میدونستم که باید شنا بلد باشم؟
    آخرین کلمات یک بندباز: نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…
    آخرین کلمات یک پزشک: راستش تشخیص اولیه‌ام صحیح نبود.بیماریتون لاعلاجه…
    آخرین کلمات یک بیمار: مطمئنید که این آمپول بی خطره؟
    آخرین کلمات یک پیشخدمت رستوران: باب میلتون بود؟
    آخرین کلمات یک جلاد: ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…
    آخرین کلمات یک خون‌آشام: نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!

    منبع:تک ناز


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:43
  • نظرات ()
  • تفاوت عروسی رفتن پسرها و دخترها .. ! (طنز)

     

    دو، سه هفته قبل از عروسی، دغدغه ی خاطرش اینه که : من چی بپوشم؟! توی این مدت هر روز یا دو روز یه بار " پرو" لباس داره... اون دامن رو با این تاپ ست می کنه، یا اون شلوار رو با اون شال!! ممکنه به نتایجی برسه یا نرسه! آخر سر هم می ره لباس می خره!! بعد از اینکه لباس مورد نظر رو انتخاب کرد...حالا متناسب رنگ لباس، رنگ آرایش صورتش و تعیین می کنه...اگر هم توی این مدت قبل از مهمونی، چیزی از لوازم آرایش مثل لاک و سایه و...که رنگهاشو نداره رو تهیه می کنه...



    حتی مدل مویی که اون روز می خواد داشته باشه رو تعیین می کنه...مثلا ممکنه " شینیون" کنه یا مدل دار سشوار بکشه...! البته سعی می کنه با رژیم غذایی سفت و سخت تناسب اندامشم حفظ بکنه... یه رژیمی هم برای پوست صورت و بدنش می گیره..! مثل پرهیز از خوردن غذاهای گرم! ماسک های زیادی هم می زاره، از شیر و تخم مرغ و هویج و خیار و توت فرنگی و گوجه فرنگی(اینا دستور غذا نیستا!!) گرفته تا لیمو ترش ( این لیمو ترش واقعا معجزه می کنه، به یه بار امتحانش می ارزه!) خوب، روز موعود فرا می رسه! ساعت 8 صبح از خواب بیدار می شه( انگار که یه قرار مهم داره) بعد از خوردن صبحانه، می پره تو حموم،...بالاخره ساعت 10 تا 10:30 می یاد بیرون...( البته ممکنه یه بار هم تو حموم ماسک بزاره...که تا ساعت 11 در حمام تشریف داره!) بعد از ناهار...! لباس می پوشه می ره آرایشگاه، چون چند روز قبلش زنگ زده و وقت آرایشگاه گرفته برای ساعت 1:30 بعد از ظهر... توی آرایشگاه کلی نظر خواهی می کنه از اینو اون که چه مدل مویی براش بهترتره، هر چی هم ژورنال آرایشگر بنده خدا داره رو می گرده ....آخر سر هم خود آرایشگر به داد طرف می رسه و یه مدل بهش پیشنهاد می کنه و اونم قبول می کنه!! ساعت 3 می رسه خونه... بعد شروع میکنه به آرایش کردن...!



    بعد از پوشیدن لباس که خیلی محتاطانه صورت می گیره ( که مدل موهاش خراب نشه) یه عکس یادگاری از چهره ی زیباش می گیره که بعدا به نامزد آینده اش نشون بده!!



    ساعت 8 عروسی شروع می شه...یه جوری راه می افته که نیم ساعت زودتر اونجا باشه!!



    عروسی رفتن پسرها:
    اگر دو، سه هفته قبل بهشون بگی یا دو، سه ساعت قبل هیچ فرقی نمیکنه!!



    روز عروسی، ساعت 12 ظهر از خواب بیدار می شه... خیلی خونسرد و ریلکس! صبحانه خورده و تمام برنامه های تلویزیون رو می بینه!




    ساعت 6 بعد از ظهر، اون هم حتما با تغییر جو خونه که همه دارن حاضر می شن یادش می افته که بعله...عروسی دعوتیم..!


    بعد از خبر دار شدن انگار که برق گرفته باشنش...! می پره تو حموم...

    توی حموم از هولش، صورتشم با تیغ می بره...!!( بستگی به عمق بریدن داره، ممکنه مجبور بشه با همون چسب زخم بره عروسی!)


    ریش هاش زده نزده( نصف بیشترو تو صورتش جا می زاره!!)از حموم می یاد بیرون...

    ساعت 6:30 بعد از ظهره...هنوز تصمیم نگرفته چه تیپی بزنه، رسمی باشهیا اسپرت...!

    تازه یادش می افته که پیرهنشو که الان خیلی به اون شلوارش می یاد اتو نکرده! شلوارشم که نگاه می کنه می بینه چند روز پیش درزش پاره شده بوده و یادش رفته بوده که بگه بدوزن..!!





    کلی فحش و بد و بیراه به همه می ده که چرا بهش اهمیت نمی دن و پیرهنشو تو کمد لباساش بوده رو پیدا نکردن و اتو نکردن و شلوارشو چرا از علم غیبشون استفاده نکرد که بدونن که نیاز به دوختن داره...!

    خلاصه...بالاخره یه لباس مناسب با کلی هول هول کردن پیدا می کنند و می پوشه(البته اگر نیاز بود که حتما به کمد لباس پدر و برادر هم دستبرد می زنه!!) ساعت 8 شب عروسی شروع می شه، ساعت 9:30 شب به شام عروسی می رسه..! البته اگر از عجله ی زیادش، توی راه تصادف نکرده باشه دیر تر از این به عروسی نمی رسه!!


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:41
  • نظرات ()
  • فرق حمام کردن آقایون و خانمها (طنز)

     

    یك دختر در حمام
    ساعت ? بعد از ظهر
    1ـ لباساشو رو درمیاره? رنگ روشن ها رو تو یك سبد و تیره ها رو تو یكی دیگه میگذاره
    2ـ در حموم رو از تو قفل میكنه? جلوی آیینه می ایسته? شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو? میده بیرون و شروع میكنه به غر غر و ایراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
    3ـ در كمد رو باز میكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت?مو? بدن? كف پا و ... رو بیرون میاره و می چینه رو لبه وان
    4ـ موهاش رو با شامپوی نارگیلی تقویت كننده? پرپشت كننده? براق كننده و...میشوره و هفده دقیقه ماساژ میده
    5ـ یكبار دیگه با همون شامپو موهاشو میشوره
    6ـ نرم كننده معطر پرتقالی رو به موهاش میماله تا ?? میشماره
    7ـ سی و پنج دقیقه زیر دوش می مونه.خوب آخه باید خیالش راحت بشه كه تمام مواد شیمیایی از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز میكنه
    8ـ خمیر ریش داداشی رو كش میره و شیش كیلو خالی میكنه رو ساق پا و دست و پشت لب. بعد یه تیغ بر میداره و یا علی. آی
    9ـ موهاش رو حسابی می چلونه? حوله رو مثل عمامه می پیچه دور سرش. تو آیینه خودشو ورانداز میكنه. از اینكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشیده شده? احساس خوشگلی می كنه و یه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آیینه میفرسته
    10ـ خوشحالیش زیاد دوام نمیاره. چون یه جوش سرسیاه بی اجازه نوك دماغش سبز شده
    11ـ تمام نقاط بدنش رو معاینه میكنه و با ناخن و موچین میره به جنگ جوشها و موهای زائد بی تربیت
    12ـ حوله ش رو می پوشه و میره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسیون چرب میكنه
    13- چهل بار لباس می پوشه و در میاره تا انتخاب كنه
    14ـ 90 دقیقه پشت میز توالت می شینه و آرایش میكنه

    یك پسر در حمام
    1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ? لباساشو میكنه. هر كدوم رو پرت میكنه یه گوشه اتاق
    2ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور باسنش و میره به سمت حموم
    3ـ می ایسته جلوی آیینه. شكمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ? فیگور راست? نیم ساعت قربون صدقه خودش میره? (این قدوبالا رو ببین چه كرده .لای لای لالای لای)مامان 4ونش هم از تو آشپزخونه تایید میكنه
    4ـ زیر بغلش رو بو میكنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز? آبی? بنفش
    5ـ در كمد شامپو ها رو باز نمیكنه چون اصلا توش چیزی نداره
    6ـ با قالب صابون سبزش زیر بغلهاشو كف مالی میكنه. یه عالمه مو می چسبه به صابون
    7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره
    8ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
    9ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده? آخه این دفعه بوش رسیده به دماغش
    10ـ چاه حموم رو هدف گیری میكنه و میشاشه توش
    11ـ از زیر دوش میاد بیرون و یكهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشك میكنه
    12ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره تو اتاق
    13ـ حوله خیس رو پرت میكنه رو تخت و ? دقیقه ای لباس می پوشه
    ساعت5 بعد از ظهر


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:40
  • نظرات ()
  • طنز$ 1000

     

    بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه... همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود... تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان 1000 دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!... بعد از چند لحظه تفکر، زن پیتر حوله رو میندازه و 1000 دلار رو می گیره... زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و به حمام برگشت... پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود... پیتر گفت: خوبه... چیزی در مورد 1000 دلاری که به من بدهکار بود نگفت؟!
    نتیجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید!


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:36
  • نظرات ()
  • آیا تو خوشبختی ؟؟ (طنز)

     

    آیا سقفی بالای سرت هست؟
    نانی برای خوردن

    لباسی برای پوشیدن

    و ساعتی برای خوابیدن داری؟ آری

    نامی برای خوانده شدن

    کتابی برای آموختن

    و دانشی برای یاد دادن داری؟ آری

    بدنی سالم برای برداشتن سبد یک پیرزن.

    سقفی برای شاد کردن یک کودک

    دهانی برای خندیدن و خنداندن داری؟ آری

    لحظه‌ای برای حس کردن

    قلبی برای دوست داشتن

    و خدایی برای پرستیدن داری؟ آری

    پس خوشبختی بسیار خوشبخت.

    منبع:تک ناز


  • نوشته: Jalil
  • جمعه 21 مهر 1391,15:35
  • نظرات ()

  • تعداد صفحات : 14
    صفحه قبل 1 2 ...2 3 4 ...13 14 صفحه بعد